روی خط طلبگی

روی خط طلبگی

هنوز هم لابه‌لای حضور کم‌رنگ ثانیه‌ها می‌شود پرواز کرد...

طبقه بندی موضوعی

خداوند بودن خداوند

1. ذاتی یک شئ چیزی است که ذات شئ آن را اقتضا می‌کند. مثلا «ذاتی انسان ناطقیت است»؛ یعنی ذات انسان اقتضای ناطق بودن را دارد. یعنی اگر یک ذات انسان باشد فقط ناطق است و فقط اگر ناطق باشد انسان است. پس انسان تنها ناطقیت را با خود دارد و اگر بخواهد چیزی غیر از آن را داشته باشد باید از ذات دیگری بگیرد. در یک عبارت عمومی‌تر می‌توان گفت: «ذاتی بودن الف برای یک ذات» به معنای این است که «این ذات عین الف است» و «غیر الف نیست».

2. در جای خود ثابت شده است که اسماء و صفات حق تعالی عین ذات او هستند. عینیت ذات و اسماء و صفات در حق تعالی یعنی همه اسماء و صفات ذاتی او هستند و از حاقّ ذات او نشأت می‌گیرند و این لازمه‌ی وجوب اوست. همچنین ثابت شده است که مخلوقات تجلی اسماء و صفات الهی در عالم هستی‌اند.

از ترکیب این دو مقدمه بدست می‌آید که:

  1. همه مخلوقات به اقتضای ذات حق تعالی موجود هستند. به عبارت روشن‌تر خداوند بودن خداوند اقتضا دارد که هر چیزی که می‌توانسته وجود یابد موجود باشد.
  2. ذاتی یک شئ هیچ گاه از او جدا نمی‌شود و مادامی که ذات موجود باشد یعنی ذاتیات هم هستند؛ پس چون خداوند واجب است و لایزال، مخلوقات هم باید واجب باشند. (+ «زوال دنیای مادی» می‌دهد: «وجود عالمی دیگر غیر از دنیا»، «اصالت نداشتن بدن مادی»)
  3. چون خداوند واجب است مخلوقات یا همان آثار و تجلیات اسماء و صفات او نمی‌توانند منقطع باشند و ایجاد آنها در مرحله‌ای متوقف شود.

 

  • ۹۲/۱۲/۱۷
  • محمدحسین جمال‌زاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">